-
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه محرم -
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه صفر -
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه ربیع الأول -
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه ربیع الثانی -
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه جمادی الأول -
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه جمادی الثانی -
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه رجب
-
سایت قرآنی تنـــــزیل -
سایت مقام معظم رهبری -
سایت آیت الله مکارم شیرازی -
سایت آیت الله نوری همدانی -
سایت آیت الله فاضل لنکرانی -
سایت آیت الله سیستانی
مدح و شهادت مظلومانه رهبر معظم انقلاب حضرت امام خامنه ای
کاسۀ صبرم پُر از آه است بعد از رفتنت دست قلب از نبض کوتاه است بعد از رفتنت گوش کن اشک مرا! آه ای دلیل زندگی! گریه از حال من آگاه است بعد از رفتنت با شهادت روزهات افطار شد ای تشنه لب! آه! خیلی روضه جانکاه است بعد از رفتنت قطره قطره خـونِ تو ای آیت الله شهـید! بیگمان یک آیت الله است بعد از رفتنت ای علمدار سحر! برخیز و پرچم را بگیر آسمان یک بغض بی ماه است بعد از رفتنت
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و شهادت مظلومانه رهبر معظم انقلاب حضرت امام خامنه ای
به عکست خیره ماندم، با نگاهت گفتگو کردم شب شعری که دیگر نیست را هی آرزو کردم خبرها راست میگویند؟ آیا رفتهای دیگر؟ دلم را با چه حالی با حقیقت روبهرو کردم تو را پرسیدم از خواب و خیال نوجوانیهام تو را در خاطرات کودکیها جستجو کردم به میدان آمدم با اشک، با خون، با جنون، با شعر همه داروندارم را برای جنگ رو کردم به عکست خیره بودم، مادرم نمنم صدایم زد: «لباس مشکی و شال عزایت را اتو کردم»
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و شهادت مظلومانه رهبر معظم انقلاب حضرت امام خامنه ای
گرچه رفتهست علمدار، علم هست هنوز کور شو چشمِ حرامی! که حرم هست هنوز خونِ این مرد به ما جـانِ دوچندان بدهد یادِ این مـرد بهما جـرأتِ طـوفـان بدهد عشق و ایثار و شرف داد بهما تعلیم، او دشمنـش هر غـلطی کرد نشد تسلیم، او رویـتـان بـاد سـیــه طـایـفـۀ گـمـراهـی! رهـبرِ ما نه بَدَل داشت نه مـخـفیگاهی آی ایـران حـسـیـنـی! نـبـری از یــادش کـه فــدایــیِ وطــن شـد نــوۀ نــوزادش نهـراسـیـم، خـدا یـاورِ ما هـست هـنـوز دستِ مجروحِ پدر بر سرِ ما هست هنوز زحمتت رفت هدر، آی سگِ زرد! بسوز مثلِ مولاش عـلی، سیدِ علی شد پـیروز شببهشب شیردلان در دلِ میدان هستند گرچه از داغِ پدر سخت پریشان هستند وای از این خشم که غرندهتر از سجیل است ذکرِ طوفانیِ ما مرگ بر اسرائیل است
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و شهادت مظلومانه رهبر معظم انقلاب حضرت امام خامنه ای
بیمی ز طوفان نیست وقتی ناخدا هست سیدعـلی رفتهست، سیدمجـتـبی هست باشد عصا در دست یک موسای دیگر لطـف خـدا تا آخـر این مـاجـرا هـست نـابـود خــواهـد شـد سـپــاه کـفــر امـا جـمـهـوری اسـلامی ایـران ما هـسـت خون شهـیدان ضامن این انقلاب است «ثُمّ استقاموا» بعدِ «قالوا ربّنا» هست سـر تـا به پـا زخـمـیـم اما اسـتـواریـم در مکـتب ما «الـبلاءُ لـلـولا» هـست ما را نـتـرسـانـید از مرگ و شهـادت «قالوا بلی» گفتیم بر هرچه بلا هست «هـیهـات مـنّا الـذله» از لـبها نیـفـتـد تا در سر ما شـور رزم کـربـلا هست
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
حضور در صحنه و لزوم ادامه مبارزه با رژیم منحوس اسرائیل و آمریکا تا نابودی کامل
هرچند که غرق داغ و اندوه و غمیم در سـایـهٔ نـور و در پـنـاه عـلـمـیـم ایران حـرم است و محترم میمـاند ما با دل و جان مـدافـع این حـرمیم سیدمحمدجواد شرافت از قصهٔ عـشق، مو به مو میگوئیم از یـار شـهـید، با وضـو میگـوئـیم با مـشت گـره کـردۀ خود در میدان از مـشت گـره کـردۀ او میگـوئـیـم سیدمحمدجواد شرافت شـمــا اوج شـکــوهــیــد آی مــردم هـزاران رشـتـه کـوهـیـد آی مـردم مــیــان ایـن هــمـه فــتــح مــقــدس شـمـا فــتــح الـفـتـوحـیـد آی مــردم سیدمحمدجواد شرافت ما مـلـت سـالار شـهـیـدان هـسـتـیم با رهـبـرمان بر سـر پیـمان هـستیم تـا ریــشـۀ ظـلـم را درآریـم از جـا رزمـنـدۀ مـیـدان و خـیـابـان هستیم علی ساعدی بیـدارتـر از هـمیــشه در مـیـدانـیـم تـا آخــرکـار، پــایِ هـم مـیمـانـیـم تـردیـد نــداریـم کـه بـا یــاری حـق یکروز سرود فـتـح را میخـوانیم علی ساعدی ایران حسین، با شرف همرنگ است والله که با یزید، سازش نـنگ است مـا تـجـربـه کـردهایـم، بـا آمـریـکـا یک راه فقط مانده که آن هم جنگ است علی ساعدی ایـرانِ عـزیز، اقـتـدارش پـیـداسـت سجیل و قیام و ذوالفقـارش پیداست نوروز، بهار فتح و پیروزی ماست سالی که نکوست از بهارش پیداست میثم خنکدار لرزیدنِ دست و پایشان محسوس است بیداری و خوابِ نحسِشان کابوس است نـابـودی و ویـران شـدنِ اسـرائـیـل در وضعیتِ شمارشِ معکوس است! مرضیه عاطفی گـردان سـتـارگـان بـه دور مـاهـیـم تـوفـیق نـبـرد از خـدا میخـواهـیـم در خــط مــقــدم خــیــابــان وطــن در حـال جـهـاد فی سـبـیـل الـلّـهـیم سیدمهدی حسینی رکن آبادی بر دوش من است بـیـرق مـادریام هر لحظه مـطیع صحبت رهبریام تا کـور شود چـشـم حـسودان وطن ایــرانـی و انـقـلابـی و حــیـدریام مجتبی رافعی هر شب وسـط معـرکه پـرچـمداریم با فـتـنـۀ دشـمـن همه در پـیـکـاریم از پیر و جوان و زن و مرد و کودک ما در وسط شهر، همه «سردار»یم! اکرم هاشمی سجزئی ای اهل حرم، وقت نبرد امروز است شمر ابن یهود، پست و جنگافروز است تا دست علمدار بر این پرچم هست ایـران حـسـیـن تا ابد پـیـروز است الهه بیات مختاری میترسد از این حضور ما، استکبار برخیز و در این راه، قدم را بگذار مـصداق ثـواب است به نصّ قـرآن گامی که شـود موجـب خـشم کـفـار علی مقدم یک عده میان معرکه جانبهکفاند یک عده حـراملـقمه با آن طرفاند در جنگ میان حق و باطل، نفرین بر بیطرفان که اینقدَر بیشرفاند علی سلیمیان ما وارث مـکـتـب مـحـرّم هـسـتـیـم در راه بـلـنـد حق مـصـمـّم هـستـیم دست تو کجا و گـوشـهای از ایران ما نسل به نسل پـای پـرچم هـستـیم مهدیه نژاد ابراهیم با هم نروند حـق و شیـطان یکسو هیهات! نرفته کـفر و ایمان یکسو امروز یزید و شمر، یک سو هستند جـمهـوری اسـلامی ایـران یکسـو مهدی کبیری هر چند برای دشمنان جانسوز است هنگـام شکست اهرمن امروز است با کـفر بگو که سعی بیـهـوده مکن ایـران حـسـیـن تا ابد پیـروز است فاطمه نانی زاد تا آخـر خـط قـامـتـمـان خـم نـشـود بـیــداریمـان بــاور عــالــم نـشـود در سنگر عزت و شرافـت هـستـیم تا آجـری از کـشـورمـان کم نـشود هدیه ارجمند در آن سو موشک و تیر و تفنگ است در این سو رقص پرچمها قشنگ است بیا ای عـاشـق مـیـهـن، به پا خـیـز خیابان سنـگـر مـیـدان جـنگ است هادی فردوسی
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
انتقام سخت ایران از جنایات تروریستی رژیم منحوس اسرائیل و آمریکا در ایران
هلا قـوم یهـود! از آسمان سجـیل میآید به استقبالتان مرگ، ای سپاه فیل میآید به هر سو که روید آنجا محل دفنتان گردد که عـزرائیل با خیبر به اسرائیل میآید و تک تک سویتان ای قوم! خوشهخوشه خرمشهر چـنان آیـات دوزخ نیز با تـرتـیل میآید به پرواز آمده روح بلـند حاج قـاسم نیز برای آنکه کارش را کـند تکـمیل میآید چنان باز شکاری میرسد خیبرشکن از راه اجل سوی شما اینگونه با تعجیل میآید بترسید ای یهودیها که رستاخیز نزدیک است که از ایران صدای صور اسرافیل میآید
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
انتقام سخت ایران از جنایات تروریستی رژیم منحوس اسرائیل و آمریکا در ایران
مدارا نه! ترّحم نه! بزن بشکن دل شب را بزن آنگونه که زد حیدر کرّار مرحب را به شهر موشها موشک بزن؛ بیشک تو پیروزی بتازان بر تن آلـودۀ این قـوم مَرکـب را برادر جان بزن از بیخ و بن نابود کن، له کن بساط تارهای عنکبوت و نیش عقرب را بزن با نام یا زهرا؛ بزن با ذکر یا حیدر که داری پشت سر هردم دعای خیر زینب را بگو که پرچم شیر خدا بالاست تا محشر فرو کن توی گوش نحس این اوباش مطلب را برای محو ظالم بیقراری کن، تلاطم کن بزن آری که مهدی میخرد این تاب و این تب را
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
انتقام سخت ایران از جنایات تروریستی رژیم منحوس اسرائیل و آمریکا در ایران
خروش ذوالفقار و بارش سجـیل میآید طنـین آیـههـای عـادیـات و فـیـل میآید عذابی که خدا میگفت نازل میشود هر شب بـلای آسـمـانـی بـر سـر قـابـیـل میآیـد دعای کودکان غزه این شبها اثر کرده صدای انـفـجار از قـلب اسرائیل میآید خلیج فارس در خود غرق خواهد کرد ناوش را ببین! فرعون با پای خودش تا نیل میآید سرانجام ستمکاران چه خواهد بود جز آتش؟ بیا و گوش کن؛ صوت خوش ترتیل میآید «سَنُلقي فی قلوبِ [الکافرینَ] الرعبَ»* را بنگر به قصد جانشان وقتی که عزرائیل میآید به دنیا فکر کن بعد از سقوط دولت جعلی به آن صلحی که با نابودی این ایل میآید خدا گفته زمین میراث پاکان است در آخر یقین دارم کسی از نسل اسماعیل میآید * سَنُلقى فى قُلُوبِ الَّذينَ كَفَروا الرُّعبَ بِما اشرَكوا بِاللَّهِ ما لَم يُنَزّل بِهِ سُلطنًا ومَأوهُمُ النّارُ وبِئسَ مَثوَى الظلِمين سوره آل عمران، آيه ۱۵۱
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و شهادت حضرت حمزه سیدالشهدا علیهالسلام
تویی همان که بنا کرده با مـرامی را به فـخـر آوَرَد اسـمِ تو هر امـامی را تو سیـّدالـشـهـدا حمزهای و این یعنی نداشت هیچکسی این چنین مقامی را میانِ معـرکـهها تـار و مار میکردی تـمـامِ هــیـمـنـۀ لـشـکـرِ حــرامـی را اگر امـیر تو باشی، هـمیشه میگـویم به عـالـمی ندهـم مـنـصبِ غلامی را عمویِ فاطمه! بعد از علی، پیمبر هم نـدیـد مـثـلِ تو بر زخـم، الـتـیـامی را تو الـتـیـامِ نـبی، فـاطـمه، علی بودی تو در کنارِ عـلی، ناصر النـبی بودی رسید کارِ تو در عـاشقی به جایی که زدی به معرکه با یاری از خدایی که همیـشه و همه جا بود ذکـرِ لبهـایت صدا زدی تو انا الحمزه، با صدایی که تـمـام لـشـکـرِ کـفـّـار را فــراری داد ولی رسـید در آن لحـظهها نـدایی که بیا که وقتِ وصال است، قهرمان اُحُد بـیا رسـیـده زمـانِ خـوشِ رهـایی که گمانم کنم که خودت با زبانِ خود خواندی میانِ خـلقِ حـمـاسه همین دعـایی که به پـیـشگـاهِ خـدا روسـفـیـد بـاشی تو همیشه خواستهای که شهـید باشی تو خـدا کـند که نیـفـتـد نگـاهِ خـواهـرِ تو به صورت و جگرِ پاره و به پیکرِ تو خـدا کـند که نبـیـند تو را میانۀ خـون چه ازدحامِ عجیبیست، حمزه بر سرِ تو شـبیه ابرِ بهـاریست چـشمِ فـاطمه و عـزا گـرفـتـه برایِ غـمت پـیـمبرِ تو نوشـتهاند پیـمـبر عـجـیب گـریان بود چه کرده است مگر دشمنِ ستمگرِ تو؟ خداش صبر دهد بر صفیّه خاتون که چه دلشکسته نشستهست در برابرِ تو غـمِ صـفـیـّه کجا و مـصـیـبتِ زینب؟ جهان رواست بمیرد به غربتِ زینب چه زینبی که به چشمش غمِ مکرَّر دید غروبِ روزِ دهم کودکانِ مضطر دید نوشـتهاند که از رویِ تل زمین افـتاد همان دقیقه که خنجر به روی حنجر دید میانِ معرکه او با هزار زحمت و رنج رسید مقتل و با گریه جسمِ بیسر دید هزار و نهصد و پنجاه، زخمِ کاری را مـیـانِ قـائـلـه بـر پـیـکـرِ بـرادر دیـد در آن مـیـانه به خـیـمه رسـید امّـا آه میان آتـش و خـون قـتـلگاهِ دیگر دید برای گفتنِ از او زبانِ غـم لال است به چشم دید حسینش میانِ گودال است
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و شهادت حضرت حمزه سیدالشهدا علیهالسلام
طبعی که هوای تو به سر داشته باشد در وصف تو بر وحی نظر داشته باشد هر واژه که نیت کند از حمزه بگوید بایست که آن واژه جگـر داشـته باشد باید قـلـم از شـهـپـر جـبـریـل بگـیـرد تا از سـر کـوی تو خـبـر داشته باشد جز سـینه تو که شده افـلاک اسـیرش ما سـیـنه نـدیـدیـم که پـر داشـته باشد در وصف تو این گریهٔ عجز است نوشتیم جز اشک مگـر ابر هـنر داشته باشد تو حمزهای و عز ملک سجده به نامت لا حــول ولا قــوة الا بــه مــقــامــت ای هـیبت چـشـمان تو شمشیر پیـمبر در چـلـۀ ابـروی خـمـت تـیر پـیـمـبر چون حیدر کرار که شد شـیر خداوند زیـبد که بگـویـنـد تو را شـیر پیـمـبر لشکر صف مژگان تو را دید به هم ریخت برخاست از این رزم تو تکبیر پیمبر هر سو که زدی گام در آن صحنۀ پیکار شد مـیـمـنه تا میـسـره تـسخیر پیـمبر عـاشق شود آئـینۀ مـعـشوق سرانجـام پیداست به رخـسار تو تـصویر پیمبر با قامـتت افـراشـته شد پـرچم عـشاق با خون تو سرخ است دل مغرب و اشراق در لحظۀ افتادن تو عرش زمین خورد پیشانی پیغمبر از این ثانیه چین خورد جرأت به دل دشمنت افـتاد پس از تو سنگی به نبی زد که شکافی به جبین خورد اول نفـرِ ایل که پـهـلـوش شـکـسـتـند سر رشتۀ این روضه به نام تو چنین خورد آهی که به پاخاست از آن قلب دریده تیری شد و بر بال و پر روح الامین خورد پیغمبر دین ماند و علی شد سپر آنقدر نزدیک نود زخم به سرتا سر دین خورد بر روی تن مـثـلـهات افـتـاد پـیـمـبـر دلخون شده از داغ تو، دلواپس خواهر ای کاش که خـواهر به کـنار تو نیاید قــرآن مُـجـلّـد بـه عــبـا را نـگـشـایـد ای کاش نـبـیـند تن مـثـلـه شـدهات را ورنه ز تـنـش جـان به یکی آه در آید کس تـاب نـدارد تن صد پـاره بـبـیـند از زینب کـبـری فـقط این کار بر آید این داغ فقط سهم دل زینب کـبراست آشـفـتــه کــنــار تـن آشــفــتـه بـیــایـد جز زینب کبری نتوان یافت کسی را بـا داغ در آغـوش، خـدا را بـسـتـایـد بر حـال عـقـیـله دل افـلاک برآشفـت با کعب نی آن روز عدو تسلیتش گفت
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و شهادت حضرت حمزه سیدالشهدا علیهالسلام
هرگاه مـصطـفی به تو گرم نظاره بود از بهر او وصال تو فیضی دوباره بود بر ذره ذره پیـكـر خـورشـیدیات قـسم خورشید آسمان به تو غـرق نظاره بود هر لالـهای ز داغ تو با داغ خو گرفت صحرای لالـهگـون اُحـد پُـرشراره بود دل گركه سنگ بود ز سوگ تو آب شد ای آنكه بـستر تن تو سنگ و خاره بود هر عضو پیكرت ز شهادت نشانه داشت چون پیـكـر حـسین تنت پـاره پـاره بود عـنوان سـیـدالـشـهـدائی سـزای تـوست ای آنكه زخـمهـای تنت بی شـماره بود زهرا ز داغ روی تو پیوسته گریه كرد این آسمان عصمت حق، پُر ستاره بود تنهـا نشد مـدیـنه به سوگ تو نوحـهگـر قـبر شـریف و پاک تو دارالـزیاره بود در این حدیثِ درد «وفائی» به گریه گفت: مقصود من ز شرح غـم تو، اشاره بود
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
زبانحال پیغمبر اکرم در شهادت حضرت حمزه سیدالشهدا علیهالسلام
قـوّتِ بازوی من بود كه افتاده به خاک همۀ نیـروی من بود كه افـتاده به خاک این همان است كه یاریِ ولایت میكرد مثلِ یک شیر زِ اسلام حـمایت میكـرد در اُحُد هر كه به خونِ جگرش میگِرید هر پسر بر سرِ نَعـشِ پـدرش میگِـرید ای عمو جان به سرِ پیكرِ تو گریه كـنم من به جای پـدر و مـادرِ تو گـریه كـنم مثلِ تو هیچ كسی كُشته در این صحرا نیست به خدا هیچ كسی چون تو شهید، اینجا نیست چه سرش آمده هر عضوِ تَنَش مُثله شده گوش و بینی و دو دست و دهَنَش مُثله شده فكـری امـروز به حالِ بَـدَنَـش باید كرد شُده با خار و گیاهی؛ كَـفـَـنَش باید كرد صورتش زود بپوشان كه زِ رَه خواهَرِ او تا رِسـد خـاک به سَر ریزد بـالا سَرِ او خواهرش گر برسد موی پـریشان بِكُـند دشت را گـریۀ او شـامِ غـریـبـان بِـكـُند در غـم دلـبـر خـود پـاره گـریـبـان بكند خـواهـرانه دل ما را همه سوزان بكـند مَگـُـذاریـد صَــفــیّــه بـرسـد تـا ایـنـجــا مَـگـُذاریــد بــبـیـنـَد رُخِ خــونـیـنـَش را لحظهای سختتر از ماندنِ من اینجا نیست بدنت هست، ولی بَر تنِ تو اَعضا نیست؟ زِرِهَت پاره، كمان و سِپَرَت باقی هست جگرت نیست ولی شُكر، سَرَت باقی هست باز هم شُكر عمو رأسِ تو بَر نیزه نرفت باز هم شُكر كه در حَلقِ تو سَرنیزه نرفت نزده بوسه به پاره گـلـویت خـواهـرِ تو با صَفـیه كه نزد حـرف زِ نیـزه سرِ تو ای عمو رأسِ تو در بزمِ شرابی كه نرفت به تماشا سوی هر شهرِ خرابی كه نرفت باز هم شُكر سَرِ پاكَت عَمو چوب نَخورد گاه دندان و گَهی پاره گَلو چوب نَخورد اَلاَمان وای حُتسین؛ وای سَرِ شاهِ شَهید تا نَـفس هَست مَرا، گویم: "مالی لِیزید"
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و شهادت حضرت حمزه سیدالشهدا علیهالسلام
هـمیـشه قـوّت قـلـب تـمـام لـشکـر بود امیـرِ صـف شکـن جـنـگ نابرابر بود زمـانـه سـردتـر از سـرد میشد اما او هـمـیـشـه مـایـۀ دلـگـرمـی پـیـمـبر بود به کـوری هـمـه هـنـدهـای ایـن عــالـم رشید بود و جگر داشت، یک دلاور بود رسید و کوه احد را به یک نظر لرزاند اگر غلط نکـنم قوم و خویشِ حیدر بود میان معـرکه هرچند ذوالـفـقـار نداشت خـم دوابـروی او ذوالـفـقـار دیگـر بود قدم قـدم شده جـنگ، رنگ دشمن زرد چـقـدر مثل علی حمله میکند این مرد گـرفـتـه جـذبـۀ نـامـش تـمام مـیـدان را زمـیـن زده کـمـر قـوم نـامـسـلـمـان را خـبـر دهـیـد هـمـان شـیـر آمـده، آنکـه شکـسـته فـرق ابوجـهـلهای دوران را گرفته است دو شمشیر در نبرد به دست گـریز داده یکی جـسم را یکی جان را علی و حـمزه، بنازم به عرصۀ جنگی که جلوهگر شده طوفانِ پشت طوفان را شـبـیه شـیر حـق، آمـادۀ شکـارست او به جنگ بدر قسم، ماهِ روزگارست او چـنـان به شـانه عـلم بعد او نهاده علی که با وجـود نـود زخـم، ایـسـتاده عـلی به تیغ ابروی مستش قسم که در پیکار نکرده است ز شـمـشـیر استـفـاده علی به حفـظ جان پیـمبـر موظف است اگر ز داغ پر زدنِ حـمـزه جان نداده عـلی علی و حرف نود زخم معنیاش این است که بعد حمزه نجنگـیده است ساده علی صدا زدند: نبی کشته شد؛ خیالات است بگو پـیـمـبر ما خـوانـده است نـادعـلی دوباره خار به چشم، استخوان میان گلوست فقط اشاره به تاریخ میکـنم ای دوست
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مناجات با صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه در شهادت حضرت حمزه
قرار بود به ما فـیضی از سحـر بدهی به قدر بال مگس اشک مختصر بدهی ضمانـتی است برای سلوک اهل سحر اگر زمـان مـنـاجـات چـشـم تـر بـدهی میان شعله نشستن عروج پروانه است مرا تو عـاقـبت از پای شمع، پر بدهی وصال عاشق و معـشـوق دردسر دارد به دست و پات میافتم که دردسر بدهی کجای شهرِ نفسگـیر نـدبه میخـوانی؟ بـنـاسـت گـاهگـداری به ما خـبـر بدهی نشستهام سر این کوچه، گریه میخواهم نشـسـتهام که به من اشک بیشتر بدهی دل شـکـسـتـۀ عُـشـّاق را نـدیـده بـخــر چه میشود اگر این مرتبه ضرر بدهی من آه میکـشم آنـقـَدر تا که پـاک شـوم اگـر به آه جـگـر سـوز من اثـر بـدهی قسم به حضرت زهرا درست خواهم شد به این خـرابتـرین مُهـلـتـی اگر بدهی شـنـاسـنـامـۀ مـن را بـگـیـر از مـن تـا برای کـربـبـلایی شـدن،"گُـذر" بـدهـی به حـقِ پـارهجـگـرهـای تـشـنهکام اُحُـد ببخش تا که به من فرصتی دگر بدهی ندید حـمزۀ خود را، چگـونه مُثـلِه شد! چطور خواهـر مظلـومه را خبر بدهی امان ز قلب عـقـیله، چه دید در گودال تـنی بدون سر و نـیـزهخـورده و پامال
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و منقبت حضرت عبدالعظیم حسنی علیهالسلام
رود از جناب دریـا فـرمان گرفته است یعـنی دوبـاره راه بـیـابـان گـرفته است تا حرف آب را برساند به گـوش خـاک در عین وصل، رخصت هجران گرفته است تجـدیـد نـوبهـار به باران رحـمت است باران، که خوی حضرت رحمان گرفته است ای تشنگانِ شهرِ فراموش! خواب نیست آری، حقیقت است که باران گرفته است بر جـادههای یخزده این ردّ گامِ کیست؟ این بیرق از کجاست که جولان گرفته است؟ بوی مدینه میوزد، این شور از کجاست؟ آیا رضاست راه خـراسان گرفته است؟ بر کـشتیِ نجات بگـوئـیدمان که کیست این ناخدا که دست به سکّان گرفته است؟ ری کربلاست یا تو حسینی که هجرتت بغداد را چو شام گـریبان گـرفته است؟ ری خاکِ مرده بود، بگـو کـیستی مگر کاینک به ضرب گام شما جان گرفته است ایران به دستِ تیغ مسلمان نشد، که حق این خاک را به قوّتِ برهان گرفته است بـرهـان تـویـی، که آیـنـهواری امـام را نه نایبی که حکم ز سلطان گرفته است پـیـغـام غـیـبت است که انـشاد میکـنـی در نوبتِ حضور که پایـان گرفته است غیبت حضورِ عالم غیب است، وز نهان خورشید سایه بر سر انسان گرفته است ری پایتخت عشق علی شد، چنانکه قم عشقی که بال بر سر ایران گرفته است یــا سـیــّد الـکـریــم! نــگــاهِ عـنــایــتـی تهران تو را دو دست به دامان گرفته است از تـشـنـگـانِ شهـرِ فـرامـوش یـاد کـن تا بـشـنـویم بـاز که بـاران گرفـته است
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و مناجات با صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه الشریف
( زمانه بر سر جنگ است یا أباصالح ) دلـم بـرای تو تـنـگ است یا أبـا صالح در این زمانه دروغ و شقاوت و نیرنگ مـرام أهـل فـرنـگ است یـا أبـاصـالح ستبرِ سینهٔ ما را که نذر عشق شماست کجـا هـراس تـفـنـگ است یا أبـاصالح خیال سازش و تسلیم در سر ما نیست که این پـیـاله شرنگ است یا أباصالح دگر نه وقت گلستان و ترکمنچای است که هر معـاهـده ننگ است یا أباصالح دوباره نغمهٔ هَل مِن مُعین به گوش آید کجا مـجـال درنـگ است یا أبا صـالـح بـرای آنـکـه سـرایـم حــمـاسـهٔ مــردم کـمـیت قـافـیـه لـنـگ است یا أباصالح
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و منقبت حضرت سیدالشهدا علیهالسلام و شب جمعه
تا گردش زمـانه و لیل و نهـار هست نام حسین هست و حسینی شعار هست این نـام پُـر شکـوه بر اوراق روزگار جـاوید هـست تا ورق روزگـار هست تا در دلی ز شوق حقیقت زبانهایست زین حقپرست در همهجا حقگزار هست تا مـوج میخـروشد و تا بحر میتـپـد یاد از خروش او به صف کارزار هست تا سر زند سپـیـده و تا بشـکـفـد سحر خورشید روی او به جهان آشکار هست تا عدل هست، رایت او هر طرف بهپاست تا ظلم هست، نهضت او استوار هست تا در زمانه رسـم یـزید است برقـرار سـودای دادخـواهی او برقـرار هست ای برترین شهید که هر کس خدای را با چشم دل شناخت، تو را دوستدار هست هرگز مـباد خاطر ما خالی از غـمت تا گـردش زمانه و لیل و نهـار هست
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
حضور حماسی مردم در صحنه و مبارزه با رژیم صهیونیستی و آمریکایی
اگر گاه از تـنور واژههایم نان درآوردم به وقتش از همین آتشفشان طوفان درآوردم شهادت مرد میدان خواست؛ دنبالم فرستاد و من از بین خیابانها سر از میدان درآوردم بگو؛ فرعون برخیزد؛ ز خواب مرگ این ایام ببـیـند یوسـفم را از دل زندان درآوردم غـم آمد تا بـیـندازد مرا در چاه نومیدی توکل کردم و از چاه غم، ایمان درآوردم خدایم با من است ای دل، به حکم حسبی الله است اگر دیدی دمار از لشکر شیطان درآوردم صدای بمب آمد، رحلها افتاد و منبر سوخت چقدر از زیر آوار غزل، قرآن درآوردم قیامت شد شبی، در خواب دیدم روز رستاخیز گشودم قبر خود را پرچم ایران درآوردم
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
حماسه حضور و خونخواهی شهادت مظلومانه رهبر معظم انقلاب حضرت امام خامنه ای
هرچند از داغ شـقـایـق سوگـواریم مـا از تــبــار لالـۀ ســرخ بـهـاریـم دریـای مـوّاج غـمـیم و کـوه دردیم اما مـیان مـوج سـخـتـی اسـتـواریم سبز و سفید و سرخ رنگ عزت ماست بـا پــرچـم الله تـا او رهـسـپــاریــم سجـیلها، فـتـاحها، خـیـبرشکـنها موشک به موشک با شکوه ذوالفقاریم از خارک تا تنب بزرگ و کوچک و قشم هرمز به هرمز بر فـراز اقـتـداریم ما در رکاب وارثـان بدر و خـیـبر هر شب خیابان در خیابان بیقراریم فـریـادمان "الله اکبر" پـشت جـبهـه بر قلب دشمن، تیـرهای بیشماریم با خونمان بر صفحۀ تاریخ حک شد مـا فــاتـحـان قـلـههـای افـتـخـاریـم
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
حضور در صحنه و لزوم ادامه مبارزه با رژیم منهوس اسرائیل و آمریکا تا نابودی کامل
برای خاکمان این روز و شبها در خیابانیم و تا هر وقت طولانی شود این جنگ میمانیم به لب الله اکبر، مشتهامان هم گره کرده و با هم دست بر سینه سرود عشق میخوانیم سرود عشق میخوانیم و با هم عهد میبندیم که ما تا پای جان تا انتها هـمراه ایرانیم نمیفهمند نادانها، شهادت آرزوی ماست اگر هر شب بدون دلهره در قلب میدانیم برای ما نسیمی بیش نیست آواز موشکها که رو در روی آن شیطانصفتها مثل طوفانیم در این جاده که از یاد خدا جاریست هرگوشه خـدا با مـاست تا دلـدادۀ راه شـهـیـدانـیم
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و شهادت مظلومانه رهبر معظم انقلاب حضرت امام خامنه ای
هر چند که از داغ تو دریای غمیم شمـشـیر فـرو رفـته به قـلب ستمیم تا لحـظۀ انتـقـام از آن خانۀ سـست چون مشتگـرهکردۀ تو پشت همیم ************ در سـایـۀ اقـتـدار تـو، ایـران است با عشق تو در سینۀ ما، ایمان است از شکـل شهـادتت جهـان فـهـمـیده در مشتگرهکردۀ تو طـوفان است ************ در قـلب جهـان نـور فـراگیر تویی در سـینۀ شب، تیـغۀ شمـشیر تویی با دست تو مرگ کـفـر تقـدیر شده ای مشتگـرهکرده که تکـبیر تویی ************ این خاک همان شکوه مادر زادیست هـمـواره پُـر از زمـزمۀ آبادیست روزی که شهـیـدتـر شدی فهـمیدیم در مـشـتگـرهکـردۀ تو آزادیست ************ پـشت سر خود حـماسهها داشتهای از چهـرۀ کـفـر، پـرده برداشـتهای امضای تو پای مرگ دشمن زده شد ای مشتگرهکرده کرده چه گل کاشتهای! ************ میراث تو در قلب وطن توحید است یـاد تو پـر از زمـزمـۀ امـیـد است هنگـام شهـادتـت جهـان روشن شد در مشتگرهکردۀ تو خورشید است ************ نابـودی آن قـوم خـبیث آسان است آن قوم که نام دیگرش شیطان است حس میکـنم آیۀ « سیـصلی نـاراً» در مشتگـرهکـردۀ تو پنهـان است
: امتیاز
|
























